العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
173
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
ميداند چند برابر آنست كه رصدچيان و حكماء دانشمند دانند با اينكه اطلاعات آنها هم در اين باره حيرتآور است و بايد گفت « پروردگارا نيافريدى اين را بيهوده 192 - آل عمران » و اين امورى كه آنان دانند سه نوع است . 1 - كيفيت افلاك ماه و شماره آنها و پيوست آنها با هم و آنچه بايدشان از حركات و گرفتن ماه و اختلاف تشكلات آن و متشابه بودن حركت حاملش گرد مركز عالم نه گرد مركز خودش ، و برابر بودن قطر تدويرش با نقطهاى جز مركز عالم ، و جز اينها كه در كتب هيئت شرح داده شده . 2 - آنچه مربوط بروشنى آن و اثرش در دگرگونى برخى اجسام عنصريه است مانند اينكه از فزونى نورش رطوبت بدنها فزون گردد ، و از كاستى آن بكاهند و بحران بيمارى از آن پديد گردد ، و آب درياها و چشمهها در هر روز يكم نيمه اول هر ماه به خوبى فزون شوند سپس در نيمه دوم روز بروز كم شوند ، و بر اثر فزونى نورش مخ و شير حيوانات فزون گردند و با كمى آن كم شوند ، و همچنين سبزيجات و ميوهها هنگام فزونى نورش نمو كنند و برسند ، تا آنجا كه بررسان آنها آواز نمو و كشش خيار و كدو و خربزه را بشنوند موقع فزونى نور ماه ، و چنانچه روشنى نور ماه كنان را كهنه كند و برخى ميوهها را رنگين سازد ، و امور ديگرى كه تجربه گواه آنست . گفتهاند تأثير بيشتر ماه در اين امور براى آنست كه بعالم عناصر نزديكتر است ، و حركتش تندتر است ، و روشنيش با روشنى اختران ديگر در آميزد و چون نيرومندتر است بر آنها چيره گردد بفرمان آفريننده خود . 3 - سعادت و نحوستى كه بدان مربوط است و نشانه وجود آنها است در اين جهان چنانچه منجمان ديندار گفتهاند ، و از شرع مقدس نسبت ببرخى آنها روايت آمده چنانچه كلينى در ( 275 روضه كافى ) از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « هر كه قمر در عقرب سفر كند يا زن بگيرد خير نبيند » . در ( 499 - فروع كافى ) از امام كاظم عليه السّلام است « هر كه در محاق ماه زن